پایگاه اطلاع رسانی حقوق

مشاوره حقوقی عدل گستر منیره کامران

پایگاه اطلاع رسانی حقوق

مشاوره حقوقی عدل گستر منیره کامران

خدایا همواره تو را سپاس می گذارم ، که هر چه در راه تو و در راه پیام تو پیشتر می روم و بیشتر رنج می برم ، آنها که باید مرا بنوازند ، می زنند ، آنها که باید همگامم باشند ،سد راهم می شوند، آنها که باید حق شناسی کنند ،حقکشی می کنند، آنها که باید دستم را بفشارند ، سیلی می زنند ، آنها که باید در برابر دشمن حمله کنند ، پیش از دشمن حمله میکنند و آنها که باید در برابر سم پاشی های بیگانه ستایشم کنند ، تقویتم کنند، امیدوارم کنند و تبرئه ام کنند ، سرزنشم می کنند ، تضعیفم می کنند ، نومیدم می کنند ،متهمم می کنند، تا در راه تو از از تنها پایگاهی که چشم یاری دارم و پاداشی ،نومید شوم ، چشم ببندم ، رانده شوم …تا تنها امیدم تو شود چشم انتظارم تنها به روی تو باز ماند ، تنها از تو یاری طلبم ، تنها از تو پاداش گیرم ، در حسابی که با تو دارم شریکی نباشد تا :

تکلیفم با تو روشن شود ، تا تکلیفم با خودم معلوم گردد تا حلاوت اخلاص را که هر دلی اگر اندکی چشید ، هیچ قندی در کامش شیرین نیست _ بچشم .


نویسندگان
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات

واژه های حقوقی

منیره کامران | يكشنبه, ۲ تیر ۱۳۹۲، ۱۰:۰۸ ق.ظ
حقوق: مجموعه قوانین است که  حاکم بر روابط انسان هاست که با هدف استقراء عدالت و ایجاد نظم به وجود آمده است.
مال:هر چیزی که قابلیت داد و ستد داشته باشد
مال منقول:به مالی گفته می شود که قابل جابه جایی بوده بدون اینکه به خود محل آسیب وارد کند.مثل:پول و میز و صندلی و ......
مال غیر منقول:به مالی گفته می شود که قابل جا به جایی نمی باشد .مثل زمین و ......
جرم:هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب می شود.
دیه: مالی است که به سبب جنایت بر نفس یا عضو به مجنی علیه یا به ولی یا اولیاء دم او داده می شود .

مباشر جرم:کسی است که جرم را مستقیم و بدون واسطه انجام می دهد
مسبب جرم : کسی است که جرم را غیر مستقیم انجام میدهد.مثل: استفاده از حیوانات
معاون جرم:کسی است که در تسهیل وقوع جرم موثر است .مثل : نگهبانی دادن باز کردن گاو صندوق ماده 43 قانون مجازات اسلامی و .......
شریک جرم: اجتماع بیش از یک ( دو نفر کمتر نباشد) نفر در ارتکاب جرم و شرکت هر دو در عملیات مجرمانه
زنا:عبارت است از اجماع مرد با زنی که ذاتا بر او حرام است.
قوادی: عبارت است از جمع و مرتکب کردن دو نفر یا بیشتر برای زنا و لواط
قذف: نسبت دادن زنا یا لواط به شخص دیگری
اقرار:اگر شخصی خبری را اعلام کند که مفاد آن بر ضرر خویش و به نفع دیگری باشد اقرا رنام دارد. به شخصی که اقرار میکند مقر می گویند. اگر مفاد این خبر به نفع خودش و به ضرر دیگری باشد ادعا و اگر به نفع دیگری و به ضرر شخص ثالثی باشد شهادت نامیده می شود.
اقدامات تامینی: تدابیری است که دادگاه برای جلوگیری از تکرار جرم درباره مجرمین خطرناک اتخاذ میکند مانند نگهداری مجرمین دیوانه در تیمارستان
امور حسبی : به اموری گفته می شود که دادگاه باید بدون ملاحظه اینکه در مورد آنها اختلاف و مرافعه ای وجود پیدا کرده یا نه وارد رسیدگی و اتخاذ تصمیم کنند.مانند رسیدگی به اموال متوفای بلاوارث .تعیین سرپرست برای دیوانه ای که ولی یا قیم ندارد .
بازپرس: مقام قضایی است که در وظیفه اش تحقیق از متهمین و انجام تحقیقات مقدماتی در پرونده های کیفری است قبلا به بازپرس مستنطق گفته میشد.
اهلیت:عبارت است از شایستگی انسان برای دارا بودن یا اجرای حق و تکلیف
اماره:هر چیزی که حکایت از چیز دیگری داشته و در پرونده های مدنی و کیفری ظاهرا جنبه کاشفیت از واقع دارد مانند تصرف شِی که در تصرف الف است و در مالکیت ب می باشد که الف بطور امانی ان را در اختیار گرفته است
التزام: تعهد کردن گاهی در قرار دادها وجهی به عنوان وجه التزام آورده می شود  که به منظور تامین خسارت عدم انجام تعهد  یا تاخیر ان مقرر می شود.
تمتع: عبارت است از اینکه شخص قانوناً شایستگی و توانایی بهره مندی و دارا شدن حقی را داشته باشد.
استیفاء: عبارت است از قابلیتی که قانون برای افراد شناخته تا بتواند حق خود را اجراء و خود را متعهد سازند.
احوال شخصیه: عبارت است از عناوینی که سبب ظهور یا وجود ویژگی و حالاتی در شخص نسبت به شخص دیگر می شود که بر ان اثر قانونی مترتب شده است .مثل ازدواج
نکاح: عبارت است از عقدی که سبب رابطه زناشویی بین دو جنس مخالف  می شود.
طلاق:عبارت است از انحلال نکاح دائم با شرایط و تشریفات خاص از جانب مرد و نماینده قانونی او
بذل مدت: صرف نظر کردن زوج از ادامه اثر عقد نکاح در اردواج موقت و پایان بخشیدن به آن را میگویند.
عده:مدتی است که در آن مدت زنی که ازدواجش از طریق طلاق  یا وفات یا فسخ نکاح یا بذل مدت منحل شده نمی تواند شوهر دیگری اختیار نماید
بالغ: دختری که به سن 9 سال قمری و مردی که به سن 15 سال قمری رسیده باشد.
دارایی: تمام حقوق و تعهدات شخص اعم از مالی و غیر مالی
حجر: عبارت است از ممنوع بودن شخص از تصرف در بعضی یا تمام امور خود به منظور حمایت از او به حکم قانون
سفیه: به شخص کبیری گفته می شود که عقل معاش ندارد و نمی تواند در معاملات مالی غبطه و مصلحت خود را رعایت نماید.
حق عینی: حقی است که شخص به طور مستقیم و بی واسطه نسبت به چیزی پیدا میکند و می تواند از آن استفاده نماید .
حق دینی:حقی است که شخص نسبت به دیگری پیدا و به موجب آن می توانند انجام دادن کاری را از او بخواهد.
عین:اموالی که وجود خارجی داشته و با حس لامسه قابل ادراک باشند.
حق انتفاع : حقی که شخصی از مالی که عین آن ملک دیگری است یا مالک خاص ندارد می توانند استفاده کند .
حق ارتفاق : حقی که شخص از مالی که عین آن ملک دیگری است یا مالک خاص ندارد می توانند استفاده کند.
حریم: مقداری از اراضی اطراف ملک قنات و نهر و امثال ان است که برای کمال انتفاع از ان ضرورت دارد .
اراضی موات: مین بدون مالکی که معطل افتاده و آبادی و کشت و زرع در آنها نباشد.
مفهوم اشاعه: انتشار مالکیت شرکاء در همه اجزاء مال مشاء است( یعنی همه شرکاء در همه اجزاء شریکند)
وقف: عبارت است از اینکه عین مال حبس و منافع آن تسبیل شود.
تعدی:تجاوز نمودن از حدود اذن یا متعارف است نسبت به مال یا حق دیگری
تفریط:عبارت است از ترک عملی که به موجب قرار داد یا متعارف برای حفظ مال غیر لازم است.
دادسرا:نهادی است که وظیفه تعقیب جرایم را از حیث جنبه عمومی بر عهده دارد و هیاتی است که تحت ریاست دادستان انجام وظیفه می کند هر دادسرا مرکب از دادستان به تعداد کافی معاون و دادیار و بازپرس است در حال حاضر در کشور ما دادسرای عمومی و انقلاب در حدود صلاحیت خود کشف و تعقیب جرم و تحقیقات مقدماتی را بر عهده دارد.
دادگاه :محلی که در آن به دعاوی مدنی یا کیفری یا امور حسبی توسط رئیس یا دادرس دادگاه در حدود صلاحت قانونی و با رعایت تشریفات مربوط رسیدگی می شود
دادگاه حقوقی :دادگاهی که به دعاوی مدنی و امور حسبی در آن رسیدگی می شود.
دادگاه کیفری : دادگاهی که به دعوی کیفری در آن رسیدگی می شود.
دادخواست: شکوائیه ای است که به مراجع قضایی به طور کتبی و در اوراق مخصوص عرضه می شود اصولا در دعاوی مدنی خواهان باید خواسته اش را با تقدیم دادخواست در دادگاه طرح کند.
دادنامه : پاکنویس رای دادگاه که به امضاء رئیس یا دادرس دادگاه و مدیر دفتر آن رسیده باشد مفاد دادنامه رای دادگاه است.
ابلاغ: رساندن اوراق دعوی مانند اخطاریه یا اجرای حکم یا اجراء سند و .....به اطلاع شخص یا اشخاص معین با رعایت تشریفات قانونی
ابلاغ واقعی: رساندن اوراق دعوی به خود شخص مخاطب یعنی شخصی که هدف از ابلاغ اطلاع دادن به اوست از طریق خودش یا وکیل اش
ابلاغ قانونی: هر گونه ابلاغی که مطابق مقرارت قانون است ولی به شخص مخاطب با وکیل او صورت نمی گیرد برای مثال اگر برگه اخطاریه وقت حضور در دادگاه به همسر مخاطب ابلاغ شود ابلاغ قانونی است.
احضاریه: ورقه ایست که در آن قاضی امر می کند تا کسی اعم از متهم یا گواه در دادسرا یا دادگاه حاضر شوددر صورت ابلاغ احضاریه با رعایت تشریفات مربوطه و عدم حضور مخاطب بدون عذر موجه موجب خواهد شد تا توسط مرجع قضایی جلب گردد.
اخطاریه:یاد اوری کردن رسمی یک یا چند موضوع در حدود مقرارت به مخاطب است مانند اخطاریه برای حضور در دادگاه حقوقی با ارایه اصول اسناد در دادگاه یا بریا پرداخت مالیات توسط اداره دارایی
اظهارنامه: نوشته ای است که مطابق مقررات قانون تنظیم میشود و نویسنده خواسته قانونی و مشروع اش را در آن می آورد و به وسیله مامورین دادگستری به طرف مقابل برای مطالبه اجاره بهای معوقه از طریق اظهارنامه به ( ابلاغ می شود .برای مثال الف طرف مستاجر ابلاغ میکند بدهی اش را بپردازد)
اعسار: اگر شخصی به واسطه عدم کفایت دارایی یا دسترسی به مال اش قدرت پرداخت هزینه دادرسی یا پرداخت بدهی اش را نداشته باشد می گویند فلانی معسر است و باید برای اثبات اعسارش درخواست اعسار از دادگاه صالح به عمل آورد.
تصرف: عبارت است از اینکه مالی در اختیار کسی باشد و او بتواند نسبت به آن مال تصمیم گیری کند.
تصرف عدوانی:تصرفی است که بدون رضای مالک مال غیر منقول از طرف کسی صورت گرفته باشد
در معنی عام کلمه تصرف عدوانی عبارت است از خارج شدن مال از استیلا و تصرف مالک آن مال بدون رضایت اش
تعزیر: مجازاتی است که نوع ( شلاق یا حبس یا جزای نقدی و .....) و میزان آن ( یکسال حبس ده ضربه شلاق ده میلیون ریال ) در شرع نیامده و توسط قاضی تعیین می شود.در حاضر در کشور ما در قانون مجازات اسلامی انواع مجازات های تعزیری برای جرایم ارتکابی تعیین شده است .برای مثال مجازات خیانت در امانت 6 ماه تا سه سه سال حبس تعزیری است.
توقیف دادرسی: در دعاوی مدنی پس از شروع به محاکمه در مواردی که قانون تصریح می کند مرجع رسیدگی می تواند برای مدتی دادرسی را متوقف سازد مانند هنگامی که یکی از اصحاب دعوی فوت می کند.
تهاتر:یکی از اسباب سقوط تعهدات است به موجب تهاتر دو طرف که دارای تعهدی متقابل هستند و موضوع تعهدشان ( اعم از اینکه وجه نقد یا اشیاء باشد مثل برنج  یا گندم و ....)به تعداد مساوی با یکدیگر ساقط می شوند. این تهاتر می تواند با اراده طرفین یا به حکم قانون یا حکم دادگاه باشد.
افراز:دعاوی است که شریک ملک مشاع بر شریک دیگر به منظور تقسیم مال مزبور در صورت عدم تراضی بر تقسیم اقامه طرح می شود .
تاخیر تادیه -خسارت : پولی است که بر اثر تاخیر بدهکار در پرداخت بدهی باید طلبکار بپردازد.
تامین خواسته:تضمینی است که خواهان از اموال خوانده قبل از صدور حکم به نفع خودش از دادگاه می خواهد.
تامین دلیل: صورت برداری دادگاه از دلایل اثبات دعوی قبل از طرح و اقامه دعوی به منظور جلوگیری از زوال و از بین رفتن دلایل است که به درخواست خواهان به عمل می آید برای مثال برای بررسی میزان پیشرفت کار ساختمان در زمانی پی کنی و عدم انجام به موقع آن از سوی پیامانکار کارفرما می تواند با تامین دلیل آن را برای آینده حفظ کرده و برای مطالبه خسارت استناد کند.
حکم قطعی : حکم غیر قابل اعتراض و تجدید نظر و یا حکم قابل اعتراض و تجدید نظر که در موعد مقرر از آن اعتراض و تجدید نظر به عمل نیامده و نیز احکامی که در مرحله تجدید نظر خواهی صادر می شود .
حکم نهایی: حکمی است که به واسطه طی مراحل قانونی یا به واسطه انقضا مدت اعتراض و تجدید نظر و فرجام دعوایی که حکم در آن موضوع صادر شده از دعاوی مختومه شود .
تاجر:کسی است که شغل معمولی خود را معاملات تجاری قرار  دهد.
دلال : کسی است که در مقابل اجرت واسطه انجام معامله ای شده یا برای کسی که می خواهد معاملاتی نماید طرف معامله پیدا می کند.
حق العمل کاری -کمیسیون: کسی است که به اسم خود ولی به حساب دیگری ( آمر) معاملاتی کرده و در مقابل حق العملی دریافت می کند.
اوراق بهادر: اسناد مالی که در معاملات بورسی و بانکی قابل نقل و انتقال و دارای نرخ باشد.
سفته: سندی است تجاری که بموجب آن امضاء کننده( صادر کننده) تعهد می کند در زمان معین یا به محض مطالبه در وجه حامل یا شخص معین یا به حواله کرد آن شخص کارسازی کند.
چک: نوشته ای است که بموجب آن صادر کننده وجوهی را که نزد دیگری دارد ( بانک) کلا یا قسمتی از آن را به نفع خود یا دیگری از بانک مسترد می کند.
چک بی محل :چکی است که صادر کننده اش در تاریخ سر رسید وجه اعتباری نزد بانک نداشته و یا اگر دارد کمتر از میزان مندرج در چک می باشد.
چک وعده دار:چکی است که بموجب صادر کننده به بانک دستور پرداخت چک را در راس موعد معینی می دهد که این تاریخ با تاریخ صدور چک یکی نمی باشد و یک اصطلاح چک روز نیست.
دارنده چک: کسی چک در وجه او صادر شده یا به نام او پشت نویسی شده یا حامل چک در مورد چک های در وجه حامل
ظهر نویسی : دارنده سند بدهی مانند چک یا سفته و .... در پشت آن امضاء اجازه و دستور می دهد که مبلغ سند به شخص دیگری پرداخت شود.
عقد بیع: ایجاب و قبولی که بر نقل ملک در برابر عوض معلوم دلالت می کند .
بایع: کسی که در معامله کالایی را بفروشد و در مقابل او مشتری یا خریدار قرار بگیرد.
خیار: تسلط بر از بین بردن اثر حاصل از عقد را گویند. خیار ممکن است ناشی از توافق و تراضی طرفین باشد مانند خیار شرط در عقد بیع که بموجب آن شرط می سود که در مدت معینی برای خریدار یا فروشنده یا هر دو یا نفر سومی اختیار فسخ معامله باشد و یا ممکن است خیار ناشی از حکم قانون باشد مانند خیار مجلس که بموجب آن مادام که مجلس عقد به هم نخورده طرفین حق برهم زدن معامله را دارند.
بیع فضولی: عقد فضولی ان است که در باب معاملات کسی مال دیگری را بدون اذن صاحب مال یا صاحب حق بفروشد یا منتقل نماید
سلف یا سلم: به معنای پیش فروش است
اقاله: به معنای بر هم زدن معامله  با تراضی و سازش طرفین است
برائت: اصلی است فقهی و عقلی که در امر کیفری و مدنی به کار می اید برای مثال اصل آن  است که هیچکس مجرم نیست و مبری از ارتکاب جرم می باشد.
تدلیس: اعمالی که موجب فریب طرف معامله می شود و شخص فریب خورده تحت شرایط قانونی حق فسخ دارد.
وجوب:عبارت است از خواستن انجام کاری و راضی نبودن به ترک آن مثل نماز
حرمت: خواستن ترک کاری و راضی نبودن به انجام آن
استحباب : خواستن انجام کاری که انجام دادنش پاداش خواهد داشت ولی ترکش کیفر ندارد.
مثل کمک به ناتوان

کراهت : خواستن ترک کاری بدون اینکه انجام ان گناه باشد  مثل طلاق
اباحه: برابر بودن طلب وجود و عدم کاری مثل مباح قدم زدن در خیابان

نظرات  (۷)

حقوق همانی است که تا هفتم هشتم ماه نرسیده تموم میشه ...!
پاسخ:
با سپاس از پاسخ شما
برای حقوق تعاریف مختلفی ذکر شده و شاید تعریف شما از حقوق به جنبه کاملا عامیانه عرف برگردد ولی در اصل حقوق :
 مجموعه قواعد و مقرراتی است که نظم را تامین میکنند.
حقوق علم بررسی قواعد اجتماعی و سیر تحول این قواعد است .بررسی روابط بین دولت و شهروند( حقوق عمومی) روابط بین اشخاص( حقوق خصوصی) و حقوق بین الملل نیز به مسایل و روابط بین دولتها و ملتها و اشخاص و سازمانها در عرصه فراملی و بین دولی می پردازد.


بیع فضولی :)
بسیار ممنونم
معنی بعضی هاشون رو اشتباهی تو ذهنم داشتم ومعنی برخیشون رو هم اصلن نمیدونستم
پاسخ:
با سپاس از توجه شما
انشاالله مثمر ثمر واقع گردد

خوب که چی اینا که همش تو کتاب قانون هست از خودت چی داری بگی

پاسخ:
نسبت سطح بال زنبور به بدن او بسیار کم است
با توجه به قوانین آیرودینامیک پرواز ممکن نیست اما زنبور این را نمیداند و پرواز میکند.

  • کامران میرمحمدی
  • خانم کامران عزیز
    از اینکه اینقدر دلسوزانه فعالید خیلی خوشحالم و تاسف میخورم که چرا انسان فعال و دلسوزی مانند شما رای حد نساب برای شورا را نیاورد
    یک توصیه برادرانه دارم
    اگر میخواهید وبلاگتون از حالت عمومی که هر کس میتونه با یک سرچ اینترنتی به مطالب برسه تبدیل نشه ، بهتره وبلاگتون رو به سمت یک مشاور حقوقی مجازی ببرید تا هم از حالت ویکی پدیا در بیاد هم ارتباط تنگ تری با مردم خونسار داشته باشید
    البته جسارت بنده را ببخشید
    توصیه برادرانه بود
    موفق باشید
    پاسخ:
          از نظر خوب شما سپاسگزارم. برای شماهم آرزوی موفقیت دارم
  • مردمان رباط
  • سلام خیلی ازتون ممنونم من واقعا به اطلاعات عمومیم اضافه شد .خب برای رفع خستگیتون ویه انتراک اجازه بدین یه شوخی خوانساری با این اطلاعات شما داشته باشم تعریف از واژه حقوقی آقاله از سوی شما اشتباه است ما خوانساریا به پسر خاله میگیم آقاله والبته اقاله شما با فتحه سر الفست این را میدانم خوب بود شاد باشید به این ساختار جدیدتون تبریک میگیم .
    یه سوال دارم ایا این واژه گانی تخصصی را که صرفا برای موارد حقوقیست میتوان در محاورهای ومکتوبات مثلان غیر حقوقی نیز بکار برد ایا این واژگان از ادبیات فارسی گرفته شده یا صورت دیگری دارد من خودم دوست دارم روش انشائ مطالبم را هروزه تغییر دهم ونشان بدهم که میشود با رعایت حفظ نگارش بالنده پارسی وفارسی زبان که از همه زیبا تر نثر و نظم سعدیست را تعالی داد .ممنون که پاسخ میدهید  
    خوب که چی میخای بگی خیلی حالیته کسی که حقوق خونده اگه اینا روبلد نباشه جای سواله
    پاسخ:

    هدف اطلاع رسانی و کم جهت استفاده دیگران از اطلاعات حقوقی است.

    پیشنهاد می کنم اگه شما حقوق بلد هستید، کمی هم ادبیات بخونید.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی